نظریه سیستم ها / System Theory

نویسنده: محمد آیتی گازار 19,319 بازدید

واژه "System" در لغت به‌معنای دستگاه، سیستم، نظام، قاعده، دستگاه حکومت و ... می‌باشد (حق شناس، 1387). سیستم مجموعه‌ای از اجزا و روابط میان ‌آن‌هاست که توسط ویژگی‌های معین، به هم وابسته یا مرتبط می‌شوند و این اجزا با محیط‌شان یک کل را تشکیل می‌دهند(رضائیان، 1383).  مانند یک کارخانه یا بدن انسان. این اجزاء در راه تحقق یک هدف حرکت می‌کنند و یکدیگر را در جهت تحقق این هدف کامل می‌نمایند. البته در فارسی معمولا از واژه نظام به‌عنوان معادل سیستم استفاده می‌شود.
1.    سیستم و تفکر سیستمی
درباره سیستم تعاریف گوناگونی وجود دارد از نظر برتالانفی سیستم عبارتند از تعدادی عنصر که با یکدیگر ارتباط دارند. برخی سیستم را مجموعه ای از اجزاء به هم پیوسته می دانند که بین آنها ارتباطی منظم وجود دارد , از یکدیگر تاثیر می پذیرند , برهم اثر می گذارند , به صورت کل عمل می کنند و هدف دار هستند . کلیت که از ویژگی های هر سیستم است از سلسله مراتب تبعیت می کند , به طوری که هر سیستم در درون سیستم دیگر عمل می کند و به یکدیگر بستگی دارند .در واقع سیستم در سیستم کار می کند و تمام سیستم ها در درون یکدیگر و به صورت کل وجود دارند و سیستم نسبت به مرتبه پایین تر از خود عمل می کند .
2.  **  نگرش سیستمی**
نگرش سیستمی دیدگاهی است که به ما اجازه می دهد تا نیروها و متغیرهایی که در محیط خارج و داخل سازمان تاثیر اساسی دارند بشناسیم و به عملکرد و جایگاه آنها در سازمان پی ببریم . نگرش سیستمی در اداره سازمانها موجب آسان نمودن و یکپارچگی در ایجاد یک چارچوب کلی می شود و جنبه های گوناگون شناخت سازمانها را عملی می سازد . این شیوه نگرش به سازمان به عنوان مجموعه یا سیستم واحد هدفمندی می نگرد که از اجزا مرتبط به یکدیگر تشکیل شده است . از نظر مدیریتی , نگرش سیستمی موجب می شود تا مدیران به سازمان به صورت یک کل و بخشی از یک محیط بزرگتر توجه کنند .
3.    نظریه سیستم ها
نظریه سیستم‌ها به‌عنوان نوعی روش‌شناسی علمی و نگرش به جهان می‌باشد که بر پایه به‌کارگیری رویکرد سیستمی انجام می‌گیرد. این نظریه به ما می گوید که فعالیت هر جزء از سازمان بر فعالیت سایر اجزاء آن اثر می گذارد . بنابراین , نگرش سیستمی موجب میشود که مدیران به سازمان بصورت کل و بخشی از یک سیستم بزرگتر و متاثر از محیط توجه کنند  این نظریه از آنجا که بر نظریات مدیریت سازمانی و انسانی مبتنی است از نوع نظریات ادغامی می باشد . کاتز و کان در مدلهای عمومی سیستم ها ، سازمان اداری را بعنوان یک سیستم باز معرفی می کنند .
4.    مکتب سیستمی سازمان
سازمان را همچون سیستمی با متغیرهای وابسته به محیط توصیف می کند و روابط بین تفکر سیستمی،نظریه عمومی سیستمها،علم کنترل و ارتباطات و رویکردسیستمی را به شرح زیربیان می کند.

  • تفکر سیستمی:نحوه ی نگرش جدیدی برای مطالعه پدیده های طبیعی به مثابه یک سیستم ،بشمار می آید.
  • نظریه عمومی سیستمها:بر به کارگیری تفکر سیستمی با توجه به مسائل رشد و تکامل تاکید دارد.
  • علم کنترل و ارتباطات:بر به کارگیری تفکر سیستمی با توجهبه مسائل کنترل و ارتباطات تاکید دارد.
  • رویکرد سیستمی: بر نحو ه ی به کارگیری نظریه عمومی سیستمها و علم کنترل و ارتباطات در مسائل صنعتی و اجتماعی دلالت دارد.

در تفکر سیستمی سازمان بصورت یک منظومه ی واحد که متشکل از اجزای مرتبط و متعادل است در نظر گرفته می شود و اصل وابستگی متقابل،مهمترین خاصیت آنرا تشکیل می دهد .
هدف نظریه عمومی سیستمها عبارت است از کشف قوانین و نظم ذاتی انواع پدیده ها.
نگرش سیستمی،چارچوبی را برای تجسم عوامل محیطی داخلی  وخارجی به عنوان یک مجموعه ی متحد ارائه می دهد وشناخت وظیفه نظامهای کوچک ونظام بزرگ وپیچیده ای راکه سازمان باید در ان فعالیت کند ممکن می سازد.
سیستم:یک مجموعه بهم پیوسته ای که از حداقل دو جزء یا بیشتر که با یکدیگر در جهت رسیدن به اهداف همکاری می کنند تشکیل شده باشد،گفته می شود.
5.    ویژگیهای سیستم

  • حداقل از دو جزءتشکیل شده است
  • اجزاء با یکدیگر در ارتباطند.
  • این اجزاء روی سیستم اثر می گذارند
  • همیشه خصوصیت سیستم متفاوت از اجزاء ان است

6.    انواع تقسیم بندی سیستم ها

  • ساده و پیچیده
  • باز وبسته
  • اصلی و فرعی
  • قطعی و احتمالی
  • طبیعی و مصنوعی

6-1    سیستم های ساده و پیچیده
برای یافتن ضوابط عمومی سیستم ها و دسته بندی آنها بر  اساس پیچیدگی کوشش زیادی شده است، معروفترین طبقه بندی سیستم ها در این زمینه توسط بولدینگ انجام شده است بولدینگ سیستم ها را به نه طبقه یا سطح تقسیم می کند.این طبقه بندی به صورت سلسله مراتب بوده و طوری است که قوانین سطوح یا طبقات پایین ،در سطوح یا طبقات با لا صدق می کنند،در حالی که هر یک از طبقات بالا خصوصیات خاصی دارند که طبقات پایین فاقد انها است. طبقه بندی سیستم ها طبق نظر بولدینگ اینگونه است (الوانی، 1386):
طبقه اول یا سطح اول را ساخت یا چارچوب می نامندکه در حقیقت به جغرافیایا کالبدشناسی جهان مربوط است.به عنوان مثال،نقشه های زمین،منظومه شمسی و دیاگرامهای مربوط به درجه حرارت یانمودار سازمانی را می توان نام برد . این سطوح قوانین استاتیک را در بر می گیرید که در سطوح بالا نیز مثل حیوان و انسان (سطوح 6و7)صدق می کند.بولدینگ از این طبقه به عنوان قالبهای دارای ساخت استاتیک نام می برد.
طبقه دوم،سیستمهای متحرک وساده هستند که در بر گیرنده قوانین دینامیک می باشد،مثل دوچرخه،ماشین و...چرخش منظومه شمسی نیز در این سطح قرار می گیریند.این طبقه را طبقه چرخش ساعتی اجسام وستارگان می نامند.
طبقه سوم،سیستمهای سایبرنتیک یا سیستمهایی است که توسط مکانیزم بازخورد کنترل می شوند.این سطح را سطح سیستم سایبرنتیکس یا مکانیزم کنترل می نامند.ترموستات نوع ساده و کامپیوتر نوع پیشرفته این طبقه است.در این سیستمها،ارتباط و کنترل لازمه تعادل سیستم به شکلی که قبلا تنظیم شده می باشد.
طبقه چهارم،یاخته یا سلول است که در حقیقت مرز جدایی موجود زنده از جمات می باشد و گاهی انرا طبقه سلول نیز می نامند .
طبقه پنجم،سطح روییدنی یا گیاه نامیده می شود این سطح مربوط به زندگی گیاهی است که در ان ساده ترین مرحله تقسیم کار بین سلولها انجام می گیرید و مجموعه از سلولها تشکیل برگ،تخم،ریشه را می دهند و هر یک وظیفه خاصی را عهده دار می شوند.
طبقه ششم،زندگی حیوانی است که دارای گیرندهای اطلاعاتی مخصوصی همچون چشم وگوش است وسیستم اعصاب،مغز که حیوان را قادر می سازد تا اطلاعات گرفته شده را تنظیم کند و نسبت به ان عکس العمل مناسب نشان دهد .این طبقه را سطح حیوانی یا خود وقوفی و رفتار هدف دار می نامند. طبقه هفتم،انسان است که دارای خود اگاهی است وشاید تنها موجودی باشد که می داند که می داند.حافظه انسان نسبت به حیوانات بسیار تکامل یافته است مطالعه تاریخ کذشته و کاربرد نتایج ان،برای پیش بینی و ساختن اینده مختص اوست.
طبقه هشتم ،سیستم سازمان اجتمعی است که پیچیده ترین سیستمهای موجود و بالاترین طبقه است که تاکنون تجزیه تحلیل عملی شده است واحد تشکیل دهنده این سیستم نه خود انسان،بلکه نقشی است که اودر جامعه به عهده می گیرید.
طبقه نهم،مربوط به دنیای ناشناخته ها است که گیرنده های اطلاعاتی بشر قادر به گرفتن اطلاعات از آنها نیست و هنوز انسان از طریق علم و دانش نتوانسته است به آن راه پیدا کند.        
6-2    سیستمهای باز و بسته
سیستم بسته سیستمی است که با محیط خود به تعادل ثابت رسیده باشد.این سیستم که با استفاده از فیزیک کلاسیک طرح شده است،به صورت تئوریک ودر حالت مطلق خود منحصر به دنیای بسته هسته ی اتم هااست که با محیط خارج خود رابطهای ندارند و در صورت ارتباط متلاشی و منفجر می گردند.در مدیریت سیستم بسته شامل مکتب کلاسیک می شود واز انجا که سازمانهای مبتنی بر اصول (مدیریت علمی)بیش از انکه در ارتباط با محیط خود و عوامل انسانی باشند،به عوامل فیزیکی و انهم عوامل فیزیکی داخل سازمان توجه دارند و نیز از انجایی که شروع و خاتمه ی فعالیت های افراد،نوع،تعداد و ساعات کار انها در شرح وظائف به صورت خشک و انعطاف ناپذیر طبقه بندی و تنظیم شده است،واژه سیستمهای بسته در مورد انها بکار می رود.هرچند این واژه به صورت نسبی در این سازمان ها مفهوم پیدا می کند و مفهوم مطلق ان در مدیریت و به طور کلی در علوم انسانی مصداق ندارد.سیستم باز سیستمی است که با محیط خود به یک تعادل پویا (دینامیک) رسیده باشد. بدین ترتیب که از تغیییرات محیط متاثر شده و خود نیز روی محیط اثر می گذارد و تعادل ان پیوسته در حال تغییر است واز یک تعادل به تعادل جدیدی میرسد.در سیستمهای باز به دلیل ارتباط دائم با محیط خود تمایل به نظم وجود دارد و سیستم در حال رشد است که علت ان جذب انتروپی منفی از محیط از طریق تبادل ماده،انرژی،و اطلاعات می باشد
6-3    سیستمهای اصلی و فرعی
محدوده و مرزهای یک سیستم،قراردادی است،زیرا هر سیستم می تواند جزئی از یک سیستم بزرگتر باشد در این صورتسیستم بزرگتر را سیستم اصلی و سیستمهای تشکیل دهنده ی انرا سیسم های فرعی می نامند.به همین ترتیب سیستمهای فرعی نیز می توانند از سیستم های کوچکتر بوجود امده باشند.مثلا انسان خود یک سیستم است که از سیستمهای فرعی زیادی تشکیل یافته است مانندسیستم گوارش،سیستم اعصاب،سیستم گردش خون،سیستم...حال این سیستم اصلی که انسان است ممکن است جزئی از یک سیستم اموزشی بنام مدرسه باشد.
6-4    سیستمهای قطعی و احتمالی
این تقسیم بندی توسط استافورد بیر انجام شده است و به موجب ان در سیستم های قطعی نتایج کار یک سیستم را می توان کاملا پیش بینی کرد در حالی که در سیستمهای احتمالی،پیش بینی دقیق و قطعی نتایج امکان پذیر نیست.
بعنوان مثال در یک کارخانه که دارای چندین ماشین ی باشد،می توان با در دست داشتن اطلاعات کافی از مواد موجود و مشخصات ماشین،مقدار و نوع محصول تولید شده را پیش بینی کرد،اما هر اندازه این کارخانه پیچیده تر شود میزان یش بینی محصولات ان مشکل تر می شود.
6-5    سیستم های طبیعی و مصنوعی(تقسیم لازلو)
یکی از طبقه بندیهای دیگر سیستم ها ،طبقه بندی آنها به سیستمهای طبیعی و مصنوعی می باشد که توسط اروین لازلو ارائه شده است.لازلو واژه طبیعی را در مقابل واژه مصنوعی (نه واژه اجتماعی) برگزیده است و منظور نامبرده از سیستم طبیعی ،سیستمی است که بر خلاف سیستم مصنوعی ،موجودیت ان مدیون برنامه ریزی و عملکرد اگاهانه آدمی نیست.این سیستم شامل خود انسان و بسیاری از سیستم های گروهی است که انسان در ان شرکت دارد.لازلو برای توضیح سیستم طبیعی ،به دنبال نا متغیرهایی می گردد که این سیستم را از سایر سیستم ها جدا می کند.منظور از نا متغیر ها وجوه ثابت و لایتغیر پدیده ها است.برای پیدا کردن این نامتغیرها باید جنبه های تکراری پدیده ها را شناخت و آنها رابعنوان نامتغیرهای اساسی از سایر جنبه هایدیده جدا کرد.این نامتغیرها را که نامتغیر های سیستم هستند بعنوان (نامتغیرهای سازمانی)می شناسند.
لازلو ،چهار نامتغیر سازمانی را بعنوان مشخص کننده نظامهای طبیعی مورد بررسی قرار می دهد.اما قبل از اینکه به وضیح این نامتغیرها بپردازد،سیستمهای طبیعی را به سه مقوله دون اورگانیک ،ارگانیک ،فوق اورگانیک تقسیم می نماید .این تقسیم بندی بیشتر جنبه سازمانی دارد تا جنبه برسی ماهیت وجوهر پدیده.سطح دون ارگانیک شامل قلمرو علوم فیزیکی است که از اتم شروع می شود و به ویروس منتهی می گردد.سطح ارگانیک،شامل قلمرو علوم زیستی است که از یاخته اغاز می شود وبه پستانداران ختم می گردد.سطح فوق ارگانیک،که شامل قلمرو علوم اجتماعی است که از اکولوژی (بوم شناسی)شروع می شود و جامعه جهانی را در بر می گیرید
7.    نامتغیرهای سازمانی در سیستم طبیعی

  • خاصیت تقلیل نا پذیری سیستمهای طبیعی
  • خاصیت حفظ خویشتن در محیط متغیر
  • خاصیت خود آفرینی در مقابله با هماورد طلبی
  • خاصیت واسط و هماهنگ کننده بودن در سلسله مراتب طبیعت

8.    خصوصیات مشترک و مهم سیستمها

الف-داده ها ب-فرآیندها ج-بازداده ها د-باخورد

9.    مشخصات عمومی سیستمهای باز

1-وارد کردن انرژی 2-عملیات 3-بازداده ها 4-سیستم بعنوان چرخش رویدادها 5-انتروپی منفی 6-داده اطلاعاتی،بازخور منفی و فرایند کد گذاری 7-حالت پایدار و تعادل درونی پویا 8-تفکیک وظایف یا تخصص گرایی 9-یک پارچگی و هماهنگی 10- هم پایانی
10.    **تفاوت سه نظریه در مورد سازمان به عنوان سیستم**

نظریه گونه اول،سازمان به صورت سیستمی بسته در نظر گرفته شده و رفتار انسان منطقی قلمداد می گردد نظریات علمایی چون تیلور ،فایول،گلیوئک در این گونه قرار می گیرد. در این دیدگاه سازمان ابزاری جهت نیل به اهداف از قبل تعیین شده است و روابط سازمان با محیط بیرونی مد نظر نیست .اهداف روشن ،وظائف مشخص ،سلسله مراتب دقیق،قانون مداری و سایر اصول مدیریت ،ارکان اصلی تفکرات این طبقه از نظریات را تشکیل می دهند. تیلور با تخصصی کردن کارها ،جدا نمودن برنامه ریزی از اجرا و استاندارد کردن فعالیتها به کمک روشهای مطالعه کار کوسید تا کارائی را در سازمانها به حداکثر ممکن ارتقاءدهد.مونی و رایلی با مطرح کردن اصل هماهنگی بعنوان اصل اساسی در عملکرد متوازن و موزون سازمان،و فایول با اصول 14 گانه کوشیدن برای مدیریت موفق در سازمان ضوابط مطلقی را مطرح سازند که ارتباط چندانی با محیط بیرون سازمان نداشت و صرفا در درون سازمان قابل تحقق بود
گونه دوم،سازمان به صورت سیستمی بسته در نظر گرفته شده و رفتار سازمان اجتماعی قلمداد می گردد.نظرات روابط انسانی در این طبقه اند. در این گونه از نظریات ارضاء نیازهای اجتماعی و روانی، اساسی برای عملکرد بالای اعضاء سازمان است.التون مایم پایه گذار و چهره شاخص در این گونه از نظریه ها است وی در مطالعاتش دریافت که انسانها علاوه بر نیازهای فیزیولوژیکی نیاز به احساس شخصیت در محیط کار ،روابط اجتماعی مطلوب و حرمت و صمیمیت در سازمان دارند.
گونه سوم،سازمان به صورت سیستمی باز در نظر گرفته می شود و رفتارها در سازمان منطقی فرض گردیده.در این تئوریها کوششش شده تا ساختار سازمانی با در نظر گرفتن نیازهای محیطی شکل گیرد(جیمز تامپسون)با بهره گیری از طبقه بندی (پارسونز) که سه سطح را برای هر سازمانی قائل است،برای هر سطح نوعی سیستم را مطلوب می داند.

  • سطح فنی:سیستم عقلایی
  • سطح مدیریت:سیستم اجتماعی
  • سطح نهادی:سیستم باز  

سطح فنی:سیستم عقلایی نظام مناسب و مطلوبی به شمار می رود.سطح فنی سطحی است که در ان وارده ها به کالا یا خدمات تبدیل می شوند و متختصصان و کارشناسان فنی در ان مشغول بکار هستند.
سطح مدیریت:ارتباط بین سطح اول و مشتریان(ارباب رجوع) را بوجود می اورد و وارده مورد نیاز از سازمان را تهیه و تدارک می بیند. سیستم اجتماعی نظام مطلوبی برای این سطح در نظر گرفته می شود
سطح نهادی:سازمان را با محیط فراکیر خارجی پیوند می دهد، ارتباط سازمان با جامعه،فرهنگ وسیاست در این سطح برقرار است وسیستم باز نظام متناسب این سطح به شمار می رود.
11.    انواع سیستم از دیدگاه برنز و استالکر
برنز و استالکر به دو نوع سیستم مدیریت اشاره دارند :
سیستم مکانستیک ( ماشین گونه )
 سیستم ارگانیک ( زنده ، انعطاف پذیر و انسانی )
12.    مقایسه سیستمهای مکانستیک و ارگانیک
سیستم های ارگانیک بر خلاف سیستم ماشینی دارای انعطاف پذیری بیشتر و ساختار نرم تر هستند و به کارکنان در اتخاذ تصمیمات اجازه مشارکت و اعمال نظر بیشتری می دهند .  
برنز و استالکر سیستم های مکانستیک را برای شرایط محیطی ثابت و کم تغییر و سیستم های ارگانیک را برای شرایط محیطی متغیر و پویا مناسب تر می دانند.
منابع و مآخذ:
الوانی، سید مهدی، (1386)، مدیریت عمومی، نشر نی، چاپ سی و یکم،
حق‌شناس، علی‌محمد و همکاران؛ فرهنگ معاصر انگلیسی فارسی، تهران، فرهنگ معاصر، 1387.
رضاییان، علی؛ تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم، تهران، سمت، 1383.


نظرات

ali
1392/09/28
پاسخ به این نظر

عالی بود

سعید93.7.18
1393/07/18
پاسخ به این نظر

سلام.ممنون خیلی اطلاعات مفید عاید گردید.

نام (ضروری)
پست الکترونیک(ضروری)
نظرشمــا
ارسال نظر
499 W