خلاصه کتاب مدیریت نگرش اثر جان ماکسول / Attitude 101

نویسنده: محمد آیتی گازار 14,842 بازدید

بخش 1- اثر نگرش
اثر نگرش بر شیوه رهبری
نگرش همواره یک پای تیم رهبری است و در کارها نقش دارد. موفقیت هر تیم فقط در گرو داشتن استعداد نیست. داشتن استعداد لازم است اما کافی نیست. بدون استعداد نمی توان پیروز شد ولی با داشتن استعداد هم می توان باخت. آنچه برد را، با داشتن استعداد تضمین می کند نگرش برد است.
پنج نکته زیر اثر نگرش را بر کار تیمی و بر رهبر تیم نشان میدهد:
1. نگرش چنان قدرتی دارد که می تواند تیمها را به اوج برساند یا به زمین بزند؛ نقطه تمایز رهبران واقعی با مردم عادی در دیدگاه و نگرش آنهاست، نه در شایستگی و استعدادشان. استعداد درخشان در کنار طرز فکر فاسد یک تیم بد میسازد ولی در کنار نگرش خوب تیمی عالی حاصل خواهد داد.
2. نگرشها وقتی در معرض نگرشهای دیگر قرار میگیرند میل به ترکیب دارند؛ استعداد و تجربه واگیردار نیست اما نگرش یک فرد در تیم به سادگی به دیگران منتقل خواهد شد. مدیرانی که در برخورد با مشکلات روحیه خود را حفظ میکنند اثر مشابهی بر دیگران خواهد گذاشت.
3. سرعت پخش نگرش بد بیشتر از نگرش خوب است؛ داشتن ژست منفی موجب خلق احترام نخواهد شد بلکه به شخص لطمه هم میزند.
4. نگرش حالتی ذهنی و درونی است، بنابراین تشحیص نادرست بودن آن به سادگی ممکن نیست؛ نگرش واقعیت هرکس را برملا میکند و تظاهر آن کارها و حرکات اوست. حتی اگر نتوان عیب خاصی روی رفتار کسی گذاشت در بسیاری مواقع میتوان نگرشی منفی را در او تشخیص داد. میتوان شماری از نگرشهای فاسد که موجب تباهی تیمها خواهد شد را به شرح زیر شمرد:

  • ناتوانی در پذیرش اشتباه: هیچ انسانی کامل نیست و کسانی که گمان میکنند کاملند به درد کار تیمی نمیخورند.
  • قصور در بخشش: کینه ورزیدن هرگز کاری سازنده و مناسب نیست و اگر در تیمی حالت گذشت نباشد به زودی از هم خواهد پاشید.
  • تنگنظری: آرزوی برابری، سرچشمه حسادت و تنگنظری است. هریک از انسانها به نوعی خاص آفریده شده اند و عملکرد آنها با هم متفاوت است.
  • بیماری خودخواهی: خودخواهها قویاً معتقدند که اهمیتی بیشتر از دیگران دارند و این نگرش نتیجهای جز شکست تیم ندارد.
  • روحیه خردهگیری: از نظر شخص خردهگیر کار هیچ یک از اعضای تیم درست و مقبول نیست.
  • میل شدید به کسب تأیید انحصاری دیگران: فرد دارای چنین نگرشی آشکارا منتظر تحسین و کرنش است. خواه شایسته آن باشد و یا نه.
  1. نگرش زشت همه چیز را به تباهی می کشاند؛ در هنگام برخورد با نگرش بد نباید شک و دودلی به خود راه دهید زیرا مصلحت تیم مقدم بر هر احساسی است. رویارویی با نگرشهای غلط آسان نیست بنابراین باید ابتدا آنها را شناخت و با آثارشان بر افراد آشنا شد.
     
     
     
    اثر نگرش بر افراد
    نگرش انسان، با استعداد و ظرفیت او رابطه مستقیم دارد. نگرش در دراز مدت قابل پرده-پوشی نیست و آنقدر با حجاب میجنگد تا بهطور طبیعی جلوهگر شود. انسان نمیتواند در درون دچار تلاطم باشد ولی در بیرون آرام و بی حرکت بماند.
    نگرش بعضیها در هر فرصتی که پیش میآید برای آنها مشکلساز و دردسرآفرین می شود اما برای دیگران مشکل به فرصت تبدیل میشود. برای فهم بهتر اثر نگرش در زندگی افراد به هفت نکته بدیهی زیر توجه کنید:
  2. نگرش ما شیوه برخورد ما با زندگی را مشخص میکند؛ نگرش ما نمایانگر توقع ما از زندگی است. ریشه بسیاری از مشکلات در این است که برخی منتظرند دنیا به کام آنها تغییر کند.
  3. نگاه و نگرش ما تکلیف روابطمان را با مردم معلوم میکند؛ برقراری رابطه مناسب در جهان کنونی الزامی است زیرا گرچه با برخی بههیچوجه نمیتوان کنار آمد، بدون آنها نیز کاری از پیش نمیرود.
  4. معمولاً تنها فرق بین موفقیت و شکست، نوع نگاه است؛ شایستگی و لیاقت در موفقیت انسان نقش مهمی دارد، اما موفقیت یا شکست بیشتر تابع نگرش ذهنی است، نه شایستگی ذهنی. تفاوت آدمها با هم جزیی است اما همان تفاوت جزیی موجب بروز اختلافهای کلی میشود. این تفاوت جزیی همان نگرش است.
  5. نوع نگرش اولیه در انجام هر کار، در نتیجه آن اثر قطعی دارد، اثری مهمتر از هر اثر دیگر؛ وجود نگرش درست در شروع کار ضامن موفقیت در نتیجه آن کار است. چیزهای خوب به نتیجه خوب ختم می شوند.
  6. نگرش ما میتواند گرفتاریها و ناملایمات را به خیر و رحمت مبدل کند؛ فرق فرصت و مانع تنها در دید ما نهفته است. هر فرصتی مشکلاتی به همراه دارد و هر مشکلی فرصتی درون خود دارد. افراد بزرگ در کوره رنجها و کمبودها آبدیده شدهاند.
  7. نگرش ما میتواند آیندهای بسیار نویدبخش برایمان به ارمغان بیاورد؛ دورنما و چشم- اندازهای سازنده و نویدبخش ما را کمک میکند تا به نتایج نامعمول و غیرعادی برسیم. افراد دارای این نگرش گاهی درک نمیشوند و بدون مرز خوانده میشوند. درواقع اینها مرزهای خود را دارند، ولی تا رسیدن به آن مرزها در مسیر موفقیت میتازند.
  8. خوبی نگرش شما بیحکمت نیست زیرا شما هم انسانی مذهبی هستید؛ گناهان کبیره همگی تابع نگرش، انگیزهها و افکار باطنی هستند. افراد خشکمغز بیشتر گرفتار افکار باطنی هستند. نگرش سست ما را به جایی میبرد که نمیخواهیم.
    بخش 2 - شکل گیری نگرش
    عوامل موثر بر شکلگیری نگرش انسان
    در شکلگیری نگرش عوامل زیادی دخیل هستند ولی پیآمدهای نگرش به مراتب بیش از آنهاست. نگرش انسانها در خلاء شکل نمیگیرد. انسان با ویژهگیهای خاص زاده میشود و آن ویژهگیها در شکلگیری نگرش او دخیل هستند. هر انسانی در دورههای مختلف عمر خود، از پیش از تولد تا سنین پیری تحت تأثیر عوامل مختلف، از شخصیت ذاتی و سرشت گرفته تا محیط و زبان بازکردن و موقعیتهای اجتماعی قرار دارد که همگی در شکلگیری نگرش وی
    سهیمند.
    شخصیت: همه انسانها در هنگام تولد با هم فرق دارند. حتی دو کودک که از یک پدر و مادر، با یک محیط رشد و حتی با آموزش و پرورش یکسان. بطور کلی، کسانی که سرشت خاصی دارند، نگرش خاصی پیدا میکنندکه در بین دارندگان آن سرشت رایج است.
    محیط: محیط بیش از هر عامل دیگری در شکلگیری رفتار انسانها موثر است.
    شخص است. « نظام عقیدتی » محیط دوران کودکی عامل پیدایش و شکلگیری باورهای انسان بر نگرش او موثر است، حتی اگر آن باورها درست نباشد. اهمیت محیط وقتی بیشتر میشود که بدانیم به سختی میشود نگرشهای اولیه را عوض کرد.
    نقش کلام/آنچه میشنوم: نیش کلام و یا تأیید کلامی اثر بسیار بزرگی برای تمام عمر ما خواهد داشت و نگرش آینده ما را شکل میدهد.
    پذیرش و تأیید بزرگسالان/ آنچه حس میکنم: برای دیگران مهم نیست که بدانند ما چقدر آگاهیم، مگر آنکه بفهمند چقدر به آنها توجه داریم. مدتها میگذرد و آموختهها ازیاد میروند، اما احساس خوشایند ناشی از تأیید و پذیرش هیچگاه از
    یاد نمیرود.
    خودانگاری/ خود را چگونه می بینم: معمولاً عمل انسان مستقیماً واکنشی است به تصویر و انگارهای که از خود در ذهن دارد. یکی از بهترین راههای بهبود عواطف درونی این است که اندکی از چاشنی موفقیت را همراه خود داشته باشیم. دیگران ما را آنطور میبینند که ما خودمان را میبینیم. کشف قلمروهای جدید هنگامی رخ می دهد که خودانگاره ما به اندازهای نیرومند باشد که به ما اجازه قدم گذاشتن در آن قلمرو را بدهد.
    در معرض تجربههای جدید/ فرصتهای بالندگی: ما همیشه چند فرصت در اختیار داریم. باید تصمیم بگیریم که خطر کنیم و از آن فرصتها استفاده کنیم. تجربه جدید بسیار تنشآور است اما زمینهساز فرصتهای جدید برای رشد و بالندگی نیز هست.
    همکاری با همتایان/ کسانی که بر من نفوذ دارند: نمودها و تظاهرات ادراک دیگران از ما در چگونگی ادراک ما از خودمان اثر دارد. معمولاً ما نسبت به توقعات دیگران واکنش نشان میدهیم. همنشینان و همتایان ما نقش عمدهای در شکلگیری نگرش ما دارند. از همین روست که والدین مراقب دوستان فرزندان خود هستند.
    قیافه ظاهری/ از چشم دیگران: مردم روزبهروز بیشتر وادار میشوند قیافهای پیدا کنند که برای دیگران دلپذیر است. عقل مردم در چشم آنهاست و معمولاً ارزش ما را از روی ظاهر و قیافه ما معلوم میکنند. درست یا غلط، چهره و ظاهر مردم و درکشان از چهره و ظاهر خود بر نگرش آنها اثر دارد.
    ازدواج، خانواده و شغل/ امنیت و منزلت ما: در سالهای میانه دهه سوم عمر، عوامل تازه ای بر شکلگیری نگرش انسان اثر میگذارد. همسر، فرزندان و نوع شغل از این جملهاند. به این ترتیب دیده میشود که شکلگیری نگرش در انسان امری مستمر است و محدود به سن و سال خاصی نیست. لذا برای تغییر آن هیچگاه دیر نیست.
    امکان تغییر نگرش
    رمز برخورداری از یک نگرش خوب، داشتن شوق به تغییر است. ما یا خداوندگار نگرشهای خویش هستیم یا برده آنها. این که امروز کیستیم، محصول گزینش دیروز ماست. تغییر کردن یعنی انتخاب و میل به تغییر. بعضی افراد در باتلاق نگرشهای خود گرفتار میشوند.
    اگر واقعاً خواستار تغییر باشیم، میتوانیم از دام نگرشهایی که از آن راضی نیستیم رها شویم. برای این کار باید هشت مرحله را طی کنیم:
  9. نگرش کنونی خود را بسنجید: فرایند تحول از شناخت وضعیت کنونی آغاز میشود. ارزیابی نگرش کنونی مستلزم صرف وقت و پیروی از یک روش نظاممند است. یافتن احساسهای ناگوار، شناسایی رفتارناگوار، شناسایی افکار ناگوار، تشخیص حقیقت، تعهد و برنامه ریزی و ایفای تعهد باید مرحله به مرحله
    انجام شود.
  10. قبول کنید که قدرت ایمان از ترس بیشتر است: تنها چیزی که موفقیت مسوولیتهای دشوار یا نامطمئن را تضمین میکند، ایمان اولیه به توانایی انجام آن است. از دوستان و همکاران خود بخواهید در هر فرصتی شماراتشویق و تأیید کنند.
  11. برای خود منشور هدف بنویسید: باید هدف خود را به طور روشن مشخص کنید و آنرا مکتوب نمایید. به هدف خود خواهید رسید اگر: کاری را مشتاق انجام آن هستید بنویسید، با دوستی که مشوق شماست برنامه روزانه خود را در میان بگذارید تا تعهد بیشتری نسبت به آن حس کنید، و هر روز در راه رسیدن به هدف گامی بردارید.
  12. مشتاق تغییر باشید: هیچ گزینشی بیشتر از شوق به تغییر سبب موفقیت در تغییر نگرش نمیشود. حتی اگر همه عوامل سر ناسازگاری داشته باشند، ولی انسان مشتاق تحول باشد، در مسیر درست حرکت خواهد کرد. اگر عاشق سختیهای تغییر باشید، شاهد افزایش شوق به تغییر خواهید بود. وقتی تغییر میکنیم که چاره ای جز تغییر نداشته باشیم.
  13. امروز را دریاب: هر شخصی طاقت جنگ یک روزه را دارد. آنچه سبب اختلال و سردرگمی میشود حوادث امروز نیست، بلکه پشیمانی یا تلخی آنچه دیروز رخ داده یا ترس از پیشامدهای فرداست.
  14. الگوهای فکری خود را تغییردهید: احساس و عاطفه انسان ناشی از فکر و اندیشه اوست، بنابراین با نغییر الگوهای فکری میتوان احساس و عاطفه را تغییر داد. هر آنچه توجه انسان را به خود جلب کند بر تصمیمها و کارهای ما اثر میگذارد.
  15. عادتهای نیک را در خود پرورش دهید: با فهرستکردن عادتهای زشت و ریشه یابی آنها، عوامل تشدید کنندهشان پیدا میشوند. با انتخاب یک عادت جایگزین نیک و اندیشیدن درباره مزایا و پیامدهای آن به پرورش آن بپردازید
    و برای تحکیم آن هر روز کاری انجام دهید. خود را با توجه به مزایای این عادت تشویق کنید.
  16. همواره در فکر حفظ نگرش درست باشید: نگرش انسان همواره میل به بازگشت به الگوهای اصلی و اولیه را دارد مگر آنکه به دقت مراقب آن باشیم. مرحله ابتدایی تغییر معمولاً دشوارترین مرحله است. در هم شکستن و تغییر عادتهای ناپسند بسیار دشوار است. در مرحله میانی با چالش جدیدی مواجهیم و آن تشخیص خوب یا بد بود عادات جدید است. در مرحله نهایی بزرگترین دشمن خود مینماید: خوشخیالی و از خود راضی بودن.
    آیا موانع سبب پیشبرد نگرش انسان میشوند؟
    بزرگترین نبرد انسان علیه ناکامی، نبردی است درونی نه بیرونی. مهم نیست که هدفهای انسان در چه حوزهای باشند، تنها راه پیشرفت این است که خطاها در مراحل اولیه باشند، انسان خطا را بپذیرد و در اثر خطا پس نزند و پیش برود. انسان به هر جایی که میرسد، مدیون راهی است که میرود. هدف همه سخنان این کتاب تلاش برای درگیر کردن افراد با فرایند رشد و بالندگی است. انسانها بهطور طبیعی میل به سکون دارند. اما در عین حال در
    دل هر موفقیتی، تحمل سختی و ناملایمات نیز وجود دارد. کسی که خطا نمیکند و ناکام نمی شود چه بسا که اصلاً حرکت نمیکند.
    ناکامی جزو حتمی فرایند پیشرفت است. ناملایمات انسان را نرمشپذیر و قابل اصلاح میکنند. پختگی و کمال حاصل ناملایمات است، به شرط آنکه اختیار خود را به دست آنها ندهیم. ناملایمات انسان را وادار میکنند کارها را بهتر انجام دهند. وقتی انسان دریابد که می تواند از پس ناملایمات برآید اعتماد بهنفس پیدا میکند و زیر بار سنتهای پوچ نمیرود.
    ناملایمات فرصتساز هستند، حذف سختیها سبب کاهش توان و ظرفیت انسان میشود. ناملایمات مشوق نوآوری است، توان نوآوری و ابتکار در دل خلاقیت جا دارد و خلاقیت در سختیها شکوفا میشود. ناملایمات مزایای دور از انتظار دارند، در علم همیشه خطا بر صواب مقدم است و نتیاج حاصل از خطاها گاه خیره کننده است. و در آخر ناملایمات انسان را به تکاپو وادار میکنند.با گذر از رویدادهای ناگوار در مییابیم که سکه ناملایمات دو رو دارد. این
    روی دیگر همیشه مفید است به شرط آنکه انسان اشتیاق پند آموختن داشته باشد. موفقیت در این راه تابع نگرش ماست، یعنی توان برخورد مثبت با شکست و ناکامی.
    بخش 3- آینده نگرش درست
    معنای شکست
    خیلی از انسانها با احساس ناشی از شکست کلنجار میروند و اعتماد بهنفس خود را از دست میدهند. ممکن نیست کسی خود را وامانده بداند و بتواند موفق شود. راه درست این است که انسان با نگرش درست با شکست مواجه شود و با ارادهای استوار ناکامی را پشت سر بگذارد و جلو برود.
    همه آدمهای موفق شکست را تجربه کردهاند اما هرگز خود را شکست خورده و وامانده نپنداشتهاند. آنها دلایل کافی برای احساس واماندگی داشتهاند ولی پایدار و سازنده به راه خود ادامه دادهاند. آنها به شکست و ناکامی از منظری درست نگریستهاند. گذر از ناکامی به منزله اعتماد بهنفس دروغین نیست. انسانها با ستوده شدن در حد انتظار ما ظاهر میشوند، اما نباید در ستایش از آنان واقعیت را فراموش کنیم.
    انسانهای موفق برای آنکه مزه ناکامی را بچشند، آن را به خود نگیرند و همچنان پیش بروند به هفت توانایی مجهزند:
  17. مبارزه با وازنش؛ انسانهایی که تسلیم نمیشوند به این سبب به تلاش ادامه می دهند که نتیجه کار خود را مبنای سنجش شایستگی و ارزش خود نمیدانند. مسوولیت کارها را بپذیرید ولی شکست را به خود نگیرید.
  18. گذرا تلقی کردن شکست؛ آدمهای موفق، تنگنا و گرفتاری را امری گذرا و موقت می دانند نه امری که همیشه دامنگیر آنان است.
  19. نامرتبط انگاشتن ناکامیها؛ انسانهای موفق نمیگذارند پیشامدها، تصویری را که از خودشان دارند مخدوش کنند.
  20. واقعبینی در توقعات؛ هرقدر آرزو و هدف انسان بزرگتر باشد باید آمادگی بیشتری برای مواجهه با مشکلات بزرگتر، غلبه بر آنها و پایداری و مقاومت بیشتر داشته باشد.
  21. توجه به تواناییها؛ اگر ضعف جنبه سرشتی داشته باشد باید به آن توجه کرد تا تقویت شود، در غیر اینصورت بهترین راه گذر از ناکامی، گسترش و بیشینه کردن نقاط قوت است.
  22. عوض کردن راه رسیدن به موفقیت؛ آدمهای موفق رویکرد خود به مشکلات را با اشتیاق تغییر میدهند.
  23. شکوفایی دوباره؛ همه افراد موفق این توان را دارند که پس از یک خطا، استباه یا شکست بار دیگر کمر راست کنند و به اصطلاح گل کنند. رمز شکوفایی دوباره در نگرش ما به نتیجه پنهان است. با پیروی از این روشها به موفقیت نزدیک می شویم.
    معنای موفقیت
    گرفتاری بسیاری از مردم نداشتن توان موفقیت نیست، بلکه تعبیر غلط از آن است. بسیاری موفقیت را د رگرو داشتن ثروت، قدرت، حس سعادتمندی، دارایی مخصوص و با ارزش و یا حتی رسیدن به پیروزی میدانند. اما واقعیت این است که همه اینها گذرا و مقطعی است. موفقیت رسیدن به هدفی خاص نیست بلکه مسیر رسیدن به آن هدف است. شرط رسیدن به موفقیت در دو نکته نهفته است: نگاه درست به موفقیت و قواعد درست
    برای رسیدن به آن. موفقیت از سه مولفه تشکیل می شود:
  24. شناخت هدف زندگانی
  25. بالندگی برای رسیدن به توانایی بیشینه
  26. تخم افشانی به سود دیگران اگر نگاه ما به زندگی درست باشد احساس پوچی نمیکنیم و فرصتی را برای رشد و
    بالندگی از دست نمی دهیم و همواره از فرصتها برای کمک به خود و دیگران استفاده می کنیم.
    شناخت هدف زندگی؛ کشش درونی و رسالت هر انسانی در زندگانی مخصوص است و هر کس باید تکلیف و وظیفه خود را انجام دهد. همه ما در زندگی غرض و مقصودی داریم که به خاطر آن آفریده شدهایم. برای درک هدف باید چهار سوال از خود بپرسیم:
  27. به دنبال چه میگردم؟ وظیفه ما یافتن آن چیزیست که در زندگی آرزوی آن را داریم.
  28. چرا آفریده شدهام؟ هر انسانی با ویژهگیهای خاص خود آفریده شده و کشف این عوامل برداشتن گامی بلند به سوی یافتن هدف است.
    » 3.آیا به توانمندی خویش باور داریم؟ باید این پند را آویزه گوش خود کنیم که«. هر جا هستی و با هرچه داری، آنچه میتوانی بکن
  29. هنگام عمل؟ هنگام عمل هم اکنون است!
    بالندگی تا مرز توان و استعداد؛ تنها سنجه واقعی موفقیت عبارت است از نسبت آنچه می توانستیم بشویم به آنچه شدهایم. توان و استعداد ما کمابیش حد و مرز ندارد، هرچند کمتر برای دستیابی به آن میکوشیم. زیرا انسان هرکاری را میتواند بکند، اما همه کارها را نمی تواند بکند. همهکارهها همیشه هیچکارهاند! برای پیش تاختن به سوی مرز تواناییها و استعدادهایتان به این چهار رهنمون توجه کنید:
  30. یک هدف را عمده کنید؛ همه تلاش و حواس خود را یکجا جمع کنید.
  31. از اصلاح مستمر خود غافل نشوید؛
  32. گذشته را فراموش کنید؛ به یاد بسپارید که علیرغم ناملایمات گذشته انسان ظرفیت و توان غلبه بر مشکلات را دارد.
  33. به آینده بنگرید؛ آن کس که جلو را نمیپاید پس میماند! کاشتن تخمی که برای دیگران هم ثمر دارد؛ با شناخت هدف و قرار گرفتن در مسیر رسیدن به مرز تواناییها در شاهراه موفقیت قرار میگیریم اما برای بینقص کردن این سفر باید به دیگران نیز یاری کنیم. ما با آنچه بهدست میآوریم زندگی میکنیم اما با آنچه می دهیم زندگانی میبخشیم. نکته در اینجاست که هدف خود را پیدا کنیم و در راه رسیدن به این هدف دست دیگران را هم بگیریم. اصولاً مدیریت و رهبری یعنی کمک به دیگران. اگر تلقی ما از موفقیت درست باشد، نگاه ما به خود و به زندگانی سازنده خواهد بود و رویدادها در این امر تأثیری ندارد. و اگر بتوانیم زیردستان خود را تشویق کنیم که با همین دیدگاه به موفقیت بنگرند همواره امید خود را حفظ میکنند و موفق خواهند بود. زیرا آنان نیز اهلیت شناخت هدف و رسیدن به نهایت توانمندیهایشان و افشاندن تخمهای بارور به سود دیگران را دارند.
    راه بالیدن رهبران
    گذشت و فداکاری شرط پیشرفت رهبران است. رهبر واقعی کسی است که از خود گذشتگی دارد. رهبران باید از وقت، زندگی خصوصی، خانواده، امنیت و در یک کلام از حق خود بگذرند. وقتی رهبر میشویم حق فکر کردن به خود را از دست میدهیم. هرچه رهبر در سلسله مراتب کاری بالاتر برود میزان از خود گذشتگی وی بیشتر میشود.
    بدون نگرش ایثار موفقیتی درکار نخواهد بود. بالارفتن با فرونهادن همراه است. و این است طبیعت رهبری و این است قدرت نگرش درست.

8 صفحه   |   حجم فایل: 54 KB   |   فرمت: Word 2010
8 صفحه   |   حجم فایل: 210 KB   |   فرمت: Pdf

نظرات

قاسم
1394/03/31
پاسخ به این نظر

باسلام
ضمن تشکر خیلی محبت کردید

فضل قادر
1394/06/02
پاسخ به این نظر

مطالب ارزشمندی را از سایت شما در یافتم نمودم و به همکاری شما در زمینۀ رهبری بیشتر نیاز دارم لطف فرموده مرا همکاری فرمایید ممنون

نام (ضروری)
پست الکترونیک(ضروری)
نظرشمــا
ارسال نظر
347 W
پی دی اف وان