خانه دوست کجاست؟ / شعر نشانی اثر جاودان سهراب سپهری

1,112 بازدید

خانه دوست

خانه دوست کجاست؟
در فلک بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ، سر بذر می آورد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی ، دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد.
در صمیمیت سیال فضا خش و خشی می شنوی
کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی خانه دوست کجاست؟

نظرات

p3
1391/05/28
پاسخ به این نظر

گاهی خلوت دوستت را به هم بریز تا بداند که تنها نیست , آرزوی ماست که در وجود دوست خانه ای داشته باشیم , حتی به مساحت یک یاد ...

حسین
1391/05/28
پاسخ به این نظر

من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو

هرکسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند

شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر
"خانه دوست کجاست؟ "

مهدی
1393/09/08
پاسخ به این نظر

در فلق بووود که پرسید سواررررر

نام (ضروری)
پست الکترونیک(ضروری)
نظرشمــا
ارسال نظر
1575 B
پی دی اف وان